انتخاب

:: انتخاب
پیش هم بزرگ شده بودند. هر کدام انتخاب کردند. اولی دستمال سفید را و دومی خاک را. اولی خیلی زود رشد کرد و در بهترین مکان بود و دومی همچنان زیر خاک و در حال سختی کشیدن. چند روز گذشت اولی زیر چرخ ماشین ها بود و دومی زیر چرخ آسیاب. اولی سبزه ی فراموش شده گشت و دومی برکت شد.

منبع : جـــــــامانده ام تـــــنـــهاانتخاب
برچسب ها : دومی ,اولی

رستاخیز...

:: رستاخیز...

فیلم پر حاشیه‌ای که در جشنواره فیلم فجر حائز 9سیمرغ بلورین شد و در روزها نقل بسیاری از مجالس به اصطلاح فرهنگی شده است و فعلا با مخالفت مراجع اکران آن به تعویق افتاده است.

بسیاری اعتقاد دارند که در فیلم رستاخیز با نگاهی تک بعدی به عاشورا صرفاً به صورت شکلی و نه محتوایی پرداخته شده است. و آن چه در این فیلم به عنوان حادثه عاشورا مطرح می شود با مفاهیم بلند و فرهنگ انسان ساز عاشورا هیچ گونه انطباقی ندارد وصرفا با بهره گیری از تکنیک های هنری جنگ و کارزاری به نمایش گذاشته می شود که هدف آن فقط خشونت است و کشتار. که متاسفانه در بعد شکلی هم اشکالات مهمی وجود دارد که از آن جمله می توان به نمایش تصاویر امام زادگان واجب التعظیمی همچون حضرت قمر منیر بنی هاشم، حضرت علی اکبر، حضرت قاسم و حضرت علی اصغر علیهم السلام اشاره کرد. هر چند که احمدرضا درویش در آخرین مصاحبه‌اش از حذف 30دقیقه‌‌ای صحبت کرده است. و گفته می‌شود این فیلم به زبان‌های دیگر ترجمه و اکران خواهد شد.

منبع : جـــــــامانده ام تـــــنـــهارستاخیز...
برچسب ها : فیلم ,حضرت ,عاشورا

پرواز...

:: پرواز...

و شاید این شروعی باشد برای ثبت یادداشتهایم در جامانده ام تنها.

 

دلم می خواهد به آزادی مطلق برسم . از همه چیز رها باشم...

از همه چیز بگذرم و بی پروا پرواز کنم.... نباید آینده تاریک باشد. باید به سمت روشنایی اوج گرفت و پرواز کرد.

خدایا...!

بال پرواز می خواهم و دل دریایی..

منبع : جـــــــامانده ام تـــــنـــهاپرواز...
برچسب ها :

با مدافع ...

:: با مدافع ...

از کجا شروع کنم... نمی دانم...

چند روزیست می‌خواهم برایت بنویسم. مدام این صحبت در ذهنم به این سو و آن سو می‌رود که چند وقتیست معبر دوباره تبدیل به دروازه شده است. هر روز خبری می‌رسد...

در این وضعیت که صدای قهقه ساعت خوشی‌ها و لبخندها اجازه رسیدن صدایی به کسی نمی‌دهد، امیدوارم صدایت به گوش ما برسد.

راستی سلام. چقدر زیباست هم نفس خیال تو بودن؛ در پرسه‌های شبانه دلتنگی راه خانه تو را گرفتن و به نفس آسمانیت متبرک شدن. آیا می‌آیی چند قدمی پا به پای نسیم در شبی بی‌ستاره غمگینانه پرسه بزنیم و از کوچه‌های غبار گرفته و غربت زده بگوییم؟!

از کوچه‌هایی که بعضی‌ها ساعت‌ها به دنبال معشوق ناشناس و گمشده در خیابان‌ها می‌گردند و عاشق آدم‌های غریبه می‌شوند و به سادگی دل می‌دهند و دل‌ربایی می‌کنند! بعضی دیگر روسری از سر انداخته‌اند که موی سر به نامحرم نشان داده و بسوزند و بسوزانند! آن یکی‌های دیگر در پروفایلشان از عزیزانشان یا بهتر بگویم همان سگ‌های تزیینی با شناسنامه عکس می‌گذارند!

بگذریم؛ اصلا فراموش کردم که این‌ها را دیدید و رفتید. بیا از خودمان حرف بزنیم.

زمانی از متفاوت بودن جوانان آن روزگاران می‌گفتند ولی حالا چطور؟ شما که نماینده نسل ما هستی. این بار چه می‌خواهند بگویند؟

درباره شمایی که چرخ زندگیت را رها کردی تا چرخ مبارزه با ظلم و ستم استکبار همچنان بچرخد! و همانطور که سید مرتضی گفت: جاذبه خاک به ماندن می‌خواند و آن عهد باطنی به رفتن، عقل به ماندن می‌خواند و عشق به رفتن... و این را هر دو خداوند آفریده است تا وجود انسان در آوارگی و حیرت عقل و عشق معنا شود.

درباره شمایی که آیه ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم در جانت نشسته است و باور داری که خداوند یاوران دینش را یاری خواهد کرد و از هیبت پوشالی نترسیدی!

خوشحالم... خوشحالم که یک نقطه مشترک بین من و تو هست. ما جوانان سیدعلی هستیم. با اندکی تامل می‌گویم اشتراکاتمان زیاد است. شما هم دانشجو هستی و من نیز. هر چند که کلاس‌های شما در خاکریزهای عراق و سوریه برگزار می‌شود و کلاس‌های من در دانشگاه‌های ایران.

تنها دلخوشی من همین حرفهاست و با همین کلمات خودم را آرام می‌کنم. با خود می‌گویم شاید هر کسی وظیفه‌ای در این عالم دارد. وظیفه شما املا با خط خون و وظیف من آبادانی کشور. ولی فراموش نمی‌کنم که شما خواستن را به من آموختی و در کوی دانشگاه معرفت خون ریختی، و با این خونهاست که من گام‌هایم را محکم‌تر بر می‌دارم. می‌دانم تقویت نکردن پایه‌های معرفتی، نداشتن روحیه مطالبه‌گر و عدالت‌خواهی برای من جرم ات و می‌دانم که باید مراقب تئوری‌های وارداتی باشم و مواظب باشم که دانشگاه میدانی برای تاخت و تاز سیاستبازان حرفه‌ای نشود.

حالا که مدافع حرم در شامات نمی‌توانم باشم، مدافع حریم در ایران که می‌توانم باشم.

تیک تاک، تیک تاک. این صدای ثانیه‌هاست. چقدر با شما حرف زدن لذت‌بخش است ولی ادامه نمی‌دهم...

 

منبع : جـــــــامانده ام تـــــنـــهابا مدافع ...
برچسب ها : مدافع ,ماندن می‌خواند ,درباره شمایی

که حیات دل به کار فرهنگی است...

:: که حیات دل به کار فرهنگی است...

آلودگی هوا، از بین رفتن منابع طبیعی، مسأله ترافیک و تبدیل شدن شهرها به استوانه‌های بلند بتونی-آهنی و جنگ‌ها و خونریزی‌ها و بیماری‌های جسمی و روحی و آسیب‌های اجتماعی، فاصله های عظیم طبقاتی، همه و همه ریشه در ساخته نشدن انسان و به حاشیه رانده شدن هزینه‌های مادی و غیرمادی در حوزه تربیت و تزکیه انسان‌ها دارد. در حالیکه  همه جهان و هر آنچه آفریده شده برای ساخته شدن انسان بوجود آمده‌اند.

پدید آمدن فرهنگ برای یک جامعه، و نهادینه شدن عناصر فرهنگی، امری اجتناب‌ناپذیر است. همانطور که اگر انسان هیچ برنامۀ تربیتی برای خود نداشته باشد، باز هم خودبه‌خود یک سری عادات و روحیات را کسب می‌کند. رفتارهای انسان به هر نحوی که باشد، کم‌کم یک سلسله ملکاتی را در او ایجاد، تقویت و یا تضعیف می‌کند. به این ترتیب انسان همیشه در حال حرکت به سمت سقوط یا صعود است و این فرض که انسان در حالت خاصی متوقف شود، فرض دقیقی نیست. معمولاً برای انسان در یک نقطه ماندن اصلاً امکان وقوعی ندارد. برای یک جامعه هم همین‌طور است. پیدا کردن عادت و سرشت برای یک جامعه، که ما آن را فرهنگ می‌نامیم، هم اجتناب‌ناپذیر است و به مرور و تحت تاثیر شرایط گوناگون، بطور طبیعی فرهنگی برای خود پیدا می‌کند. حتی جوامعی هم که در اصطلاح بویی از فرهنگ نبرده‌اند نیز دارای فرهنگی خاص برای خود می‌باشند.

این فرهنگ برای خود روحی دارد که انسان‌ها تشکیل دهنده‌ آن روح می‌باشند. بدین صورت که جسم، بدون روح، حیات ندارد و باید توجه کرد که روح نیز مانند جسم، نیازهایی دارد. انگیزه ای را که به جسم می دهد، این روح می دهد. قدرت حرکتی را که جسم به دست می آورد، از قوی بودن این روح است. و هر چه ما به تقویت این روح بپردازیم، در اصل به تقویت دیگر قوای جامعه و فرهنگ آن پرداخته ایم. به همین دلیل باید متولیّان امر فرهنگ در جامعه، هر لحظه در حال اصلاح فرهنگی و بهبود حالات درونی خود باشند. اما این نکته را نباید فراموش کرد که قرار گرفتن در روال صحیح کارفرهنگی صحیح خود یک نوع تربیت فرهنگی عالی بود و شاید بتوان گفت که مهمترین دلیل این فعالیت‌های فرهنگی همین رشد انسان‌ها می‌باشد و وسیله‌ای برای سلوک.

رسول خدا(ص) نیز فرموده‌اند: «براى انجام کار خوب، خود را به رنج افکنید و در این راه با نفسهایتان بستیزید ؛ زیرا انسان بر بدى سرشته شده است؛ تَکَلَّفُوا فِعلَ الخَیرِ و جاهِدُوا نفوسَکُم علَیهِ ؛ فإنَّ الشَّرَّ مَطبوعٌ علَیهِ الإنسانُ» (میزان الحکمه؛ جلد5)

پس با این تفاسیر یکی از مهمترین ادله‌ای که برای ورود به کار فرهنگی و تربیتی وجود دارد مسئله رشد شخص است . فردی که برای رضای خداوند وارد کار فرهنگی می‌شود که این کار از مصادیق بارز جهاد اکبر می‌باشد خداوند طبق وعده خویش در  آیه ۷ از سوره محمد(ص) که می فرمایند : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ » ایشان را یاری خواهند نمود و این یاری در رشد و کمال آن فرد تبلور می‌یابد یعنی ثابت قدم می‌شود و روز به روز لغزش‌هایش کمتر می گردد. و آثار آن در معاش مادی نیز نمایان می‌گردد. در این موضوع  امیرالمومنین علی (ع) می‌فرمایند : « به خوبی ها امر کن نتیجه اش آن خواهد بود که خودت اهل آن خوبی ها می گردی؛ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ أَهْلِهِ ».  یک فعال فرهنگی که دغدغه داشته ، به فکر رشد معنوی و کمال مردمان بوده و در یک کلام به فکر فرهنگ باشد؛ هنگامی که دیگران را به این سمت و سو فرا می‌خواند لاجرم خود نیز به آن سمت کشیده می‌شود و رشد می‌یابد.

به همین منظور است که مقام معظم رهبری در سال 59 میفرمایند: يك كار تشكيلاتي، يك كار جمعي خصوصيتش اين است كه فرد بايد خودش را در جمع حل كند، گم كند؛ كه اين گم كردن عين باز يافتن به نحو درست است. چيزي كم نمي شود از آدم، چيزها افزوده مي شود. من مثال مي زنم به اين ليوان آبي كه توي آن يك حبّه قند را شما مي اندازيد. اين يك حبّه قند يك چيز مشخصي است، به قدر خودش شيريني دارد، به قدر خودش همه چيزهاي خوبي كه توي قند هست، در اين است. وقتي در ليوان آب انداختي، تمام است، يعني يك دانه از اين ذرّات ريزي كه زير دندان مي آمد و صدا مي كرد و خودش را نشان مي داد كه هان! ...

با این جملات سخن به پایان می‌بریم که کار فرهنگی کردن یعنی نجات غریق بودن و کسی که می‌خواهد دیگران را نجات بدهد، نسبت به آن کسی که می‌خواهد فقط خودش را نجات بدهد به ریاضت‌ها و تمرین‌های بیشتری نیاز دارد. و زیباتر است که جوان مسلمان هر اقدام فرهنگی را که انجام میدهد در جهت قرب ربوبی باشد و در نیل به هدف خلقت حرکت کند.

 

منبع : جـــــــامانده ام تـــــنـــهاکه حیات دل به کار فرهنگی است...
برچسب ها : فرهنگی ,انسان ,فرهنگ ,خودش ,نجات ,همین ,فرهنگ برای

این روزرها

:: این روزرها

ما از دکتر روحانی بابت سخنرانی بی درنگش بعد از انتشار بیانیه وین صمیمانه کمال تشکر را داریم. در سخنرانی که فرمودند: من خوشحالم که امروز با مذاکرات ۲۳ ماهه جمهوری اسلامی ایران با ۶ قدرت جهانی، توانسته‌ایم به نقطه جدیدی دست پیدا کنیم.!!! و نیز اضافه کردند: مردم ما در انتخابات خرداد ۹۲ در این زمینه اعلام نظر کردند و به صراحت اعلام کردند، دولتی را می‌خواهیم که دستاوردهای هسته‌ای را توأم با صلح و توأم با حرکت توسعه کشور رو به جلو و رفاه مردم، با هم مدنظر قرار دهد و همین مسیر و راهی بود که دولت یازدهم انتخاب و آغاز کرد.!!!

گذشته از اینها باید اعتراف کرد که عزت روز افزون اسلام در ایران مرهون خدمات مثبت تمامی مسئولین 37 سال و دقیقتر 12 سال گذشته است که وارث چنین عزتی در حال حاضر دکتر روحانی است. همانطور که رؤسای جمهور پیشین در حد وسعشان بر این عزت افزودند و آنرا پاس داشتند! پس فلله عزة جمعیا. واگر نبود رهنمونهای رهبر فرزانه انقلاب، امروز مشخص نبود که این کشتی در کجاآباد لنگر انداخته بود و شاید غرق شده بود. و بگذریم که علت رای دادن ملت در خرداد 92 چیز دیگری بود.

گذشته از اینها نباید فراموش کنیم مدیر و یا گرداننده‌ی اصلی خداست. ما هیچ موجودی را نمی‌توانیم تصور کنیم که خارج از مدیریت خدا باشد. مدیریت خدا بگونه‌ای است که در نهایت حق بر باطل پیروز می‌شود. وچه زیباست فرموده امیرالمومنین در نامه 53 نهج البلاغه که می‌فرمایند: از دشمنت بعد از آن که از در صلح و آشتی درآمد سخت بترس، زیرا او چه بسا بوسیله صلح نزدیک می شود تا از شیوه غافلگیری استفاده کند، پس احتیاط و دقت را پیشه کن و در چنین مواردی زود باور و خوش گمان مباش.

پس امیدواریم دولت یازدهم با معرفت به این نوع مدیریت خداگونه، بتواند امریکا را مدیریت کند و نه با وعده‌های  دروغین (و امریکا از این دست دروغها در جریان انرژی هسته‌ای بسیار پرداخته (بتواند ایران را مدیریت کند. در نتیجه ذوق‌زدگی بعد از توافق این پیام را به دشمنان می‌دهد چقدر ملت ایران محتاج این توافق بوده و این دشمن را گستاخ‌تر می‌کند. در حالی که هدف جمهوری اسلامی حتی سالها پیش از تشکیل ، برپایی مقدمات ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر (عج) بوده و هست. یعنی همان پرسش و پاسخ چند روز قبل دانشجویان در محضر رهبر معظم انقلاب: « یک نکته‌ی دیگری که سؤال کردند [این بود که]، تکلیف مبارزه‌ی با استکبار پس از مذاکرات چیست؟ خب، مگر مبارزه‌ی با استکبار، تعطیل‌پذیر است؟ مبارزه‌ی با استکبار، مبارزه‌ی با نظام سلطه تعطیل‌پذیر نیست. این هم جزو همین حرفهایی است که اتّفاقاً امروز من یادداشت کرده‌ام که به شما بگویم. این جزو کارهای ما است، جزو کارهای اساسی است، جزو مبانی انقلاب است. یعنی اگر مبارزه‌ی با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم. مبارزه‌ی با استکبار که تمام نمیشود. در مورد مصادیق استکبار، آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است. »

و البته این جملات به معنای نفی دستاوردهای توافق و نادیده گرفتن زحمات و مجاهدات صادقانه و مجدانه‌ی تیم مذاکره‌کننده‌ی  نیست.

و  در آخر باید بگویم که جناب آقای دکتر روحانی دعا اصلی این ملت دعا برای فرج بوده و نه صرفا برای مذاکرات که حالا می‌فرمایید دعای آنها مستجاب شده است.

منبع : جـــــــامانده ام تـــــنـــهااین روزرها
برچسب ها : مبارزه‌ی ,مدیریت ,استکبار ,روحانی ,استکبار، ,بوده ,دکتر روحانی ,دولت یازدهم ,جمهوری اسلامی